
پوتینهای مریم خاطرات مریم امجدی مصاحبه و تدوین: فریبا طالشپور انتشارات سوره مهر / ۱۰۹ صفحه تا نزدیک ظهر باهم بودند. به بچه ها گفت: سری به مسئول بهداری بزنیم تا ببینم پای نامه ام را مهر می زند تا اعتبارش بیشتر شود یا نه؟» بیرون اتاق آمد تا کفشش را بپوشد، دید نیست. هرچه با خواهران گشتند، پیدا نشد که نشد. یک جفت دمپایی پوشید و به دیدن مسئول بهداری رفت تا با او صحبت کند. وقتی قضیه گم شدن ...
ادامه مطلب